محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
142
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
1446 م به دژ بنى موريل و قلعهء ابن سلامه حمله كرد و مسيحيانى را كه در آنجا بودند به قتل آورد . در وقت بخشى از قواى خود را به جنگ خصمش ابن اسماعيل فرستاد . الاحنف اختلاف ميان آراگون و قشتاله را مغتنم شمرد و نزد پادشاه آراگون كس فرستاد و اظهار دوستى نمود . بنابراين پيمان دوستى ، الاحنف موفق شد كه از ناحيهء مرسيه به اراضى مسيحيان لشكر برد . او در سال 1450 م در نزديكى جنجاله با قشتاليان روبهرو گرديد و آنان را به سختى منهزم ساخت . سپس در مناطق ديگر نيز دست به كشتار و تاراج زد . ابن اسماعيل در اين اوان در دژ مونتىفريو مىزيست و برخى از بلاد و دژهاى مجاور به اطاعت او درآمده بودند . بدينگونه دامنهء مبارزه گسترش يافت و جنگ داخلى از يك سو و لشكركشيهاى مسيحيان از ديگر سو بر نيروى دفاعى غرناطه زيان وارد مىآورد . سلطان الاحنف با وجود نيروى عزم و ارادهاش ، با سبب خودسريها و قساوتها و شدتى كه در او بود ، خشم مردم را برانگيخته بود و بيشتر خاندانهاى بزرگ براى ساقط كردنش تلاش مىكردند . بدينگونه اوضاع براى يك انقلاب نوين آماده شده بود . در اينجا سرنوشت تخت فرمانروايى غرناطه تاريك است و اقوال مختلف . در روايات اسلامى چندان مطالبى ديده نمىشود . بنابراين بيشترين اعتماد ما بر روايات قشتالى است . در يكى از اين روايات آمده است كه پادشاه قشتاله پس از آنكه اختلافات خود را با آراگون رفع كرد به غرناطه توجه نمود و شمارى از سپاهيان خود را همراه ابن اسماعيل كرد و الاحنف به قتال رقيب خود بيرون آمد . ميان دو گروه در خارج غرناطه نبرد رخ داد كه به فرار الاحنف انجاميد و ابن اسماعيل به غرناطه داخل شد و بر تخت نشست . اين واقعه در سال 1454 م اتفاق افتاد . در برخى روايات ديگر هم آمده است كه سلطان الاحنف تا سال 1458 فرمان راند و پس از او امير سعد بن على نوادهء سلطان يوسف دوم به جايش نشست . او نيز چهار سال حكومت كرد . سپس در سال 1462 م معزول شد و بار ديگر سلطان يوسف پنجم ( ابن اسماعيل ) را به حكومت بازگردانيدند او نيز تا اواخر سال 1463 م فرمان راند « 36 » .
--> ( 36 ) . 202 102 . P . III . V , dibi ednoC